زیبایی

مردی در نمایشگاهی گلدان می فروخت. زنی نزدیک شد و اجناس او را بررسی کرد. بعضی ها بدون تزیین بودند،
 اما بعضی ها هم طرح های ظریفی داشتند. زن قیمت گلدان ها را پرسید و شگفت زده دریافت که قیمت همه آن ها یکی است.

 او پرسید: ” چرا گلدان های نقش دار و گلدان های ساده یک قیمت هستند؟!

چرا برای گلدانی که وقت و زحمت بیشتری برده است همان پول گلدان ساده را می گیری؟!

” فروشنده لبخندی بر لبانش نشست و گفت:” من هنرمندم، قیمت گلدانی را که ساخته ام می گیرم. زیبایی رایگان است!

زن‌ها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمی‌شوند، بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر می‌رسند.

بچه‌ها هرگز مادرشان را زشت نمی‌دانند؛

سگ‌ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی‌کنند.

اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی‌آید.

اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آنها را زیبا هم خواهید یافت.

زیرا "حس زیبا دیدن" همان عشق است ...



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 19 دی 1394  | 12:23 PM | نویسنده : نرگس عباسی | نظرات 0

خدایااااااا صد هزار مرتبه شکرت

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمدوآل محمدو عجل فرجهم
خدایااااااا صد هزار مرتبه شکرت خدایا صد هزار مرتبه شکرت صد هزار مرتبه شکرت
خدایاااااا ممنون که بازم بهمون رحم کردی
خدایااااا ای یگانه معبود بی همتایم شکرت
خدایا مشکلات همه رو رفع کن مشکلات ما رو هم همینطور
خدایااااااخواهش میکنم مشکلی و هم که باعث این همه سختی خونوادم شده ازبین ببر
ای معبود بی همتایم همراهمون باش
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم




ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 19 دی 1394  | 12:22 PM | نویسنده : نرگس عباسی | نظرات 0

او می شنود...

چشمهایت را ببند،

در دلت با خدا سخن بگو،
به همان زبان ساده ی خودت سخن بگو،
هر چه می خواهی بگو،او می شنود...
شاید بخواهی تو را ببخشد،
یا آرزویی داری،
شاید دعایی برای یک عزیز و یا شکرش،
بگو، می شنود...
این لحظه ی زیبا را برای خودت تکرار کن،
پرواز دلت را حس خواهی کرد...
 
 

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 19 دی 1394  | 12:22 PM | نویسنده : نرگس عباسی | نظرات 0

ﺍﻧﺴﺎﻧﻢ ﺁﺭﺯﻭﺳﺖ

ﺧﺎﻧﻢ ﺳﻔﻴﺪ ﭘﻮﺳﺖ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻭ ﺩﻭ ﺳﺎﻟﻪ ، ﺗﻮﻯ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯﻫﺎﻯ ﺷﻠﻮﻍ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﻳﻰ ﺍﻳﺮﻓﺮﺍﻧﺲ ، ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺻﻨﺪﻟﻴﺶ، ﺍﺯ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺑﺮ ﺭﻭﻯ ﺁﻥ
ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩ .
ﺟﺎﻯ ﺧﺎﻧﻢ ﻛﻨﺎﺭ ﻳﻚ ﺁﻗﺎﻯ ﺳﻴﺎﻩ ﭘﻮﺳﺖ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﺯ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺣﺎﻟﺶ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﻴﺸﺪ !! ﺧﺎﻧﻢ ﻓﻮﺭﺍ ﺧﺪﻣﻪ
ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﻴﺰﻧﻪ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻳﻚ ﺟﺎﻯ ﺟﺪﻳﺪ ﻣﻴﻜﻨﻪ .
ﺧﺎﻧﻤﻪ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﺍﺻﻼ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﻛﻨﺎﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺩ ﺳﻴﺎﻩ ﭘﻮﺳﺖ ﻧﻴﺴﺘﻢ .
ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﮔﻔﺖ : ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪﻳﺪ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﻯ ﻳﻚ ﺟﺎﻯ ﺩﻳﻜﺮ ﻧﮕﺎﻫﻰ ﺑﻪ ﻟﻴﺴﺖ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ
ﺑﻜﻨﻢ .
ﺑﻌﺪ ﻣﺪﺕ ﻛﻮﺗﺎﻫﻰ ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ
ﻛﻪ ﺩﺭ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﻫﻴﭻ ﺟﺎﻯ ﺧﺎﻟﻰ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻧﻴﺴﺖ ... ﻭﻟﻰ ﺑﻪ ﻫﺮﺣﺎﻝ ﺑﺎ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻗﺎﯾﻘﯽ ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ .
ﺟﻨﺎﺏ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻳﻚ ﺟﺎﻯ ﺧﺎﻟﻰ ﺩﺭ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ ﻭﻟﻰ ﺩﺭ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺷﺮﻛﺖﻫﺎﯼ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﺋﻰ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﺟﻪ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻳﻚ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺍﺯ
ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭ ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻧﻴﺴﺖ .
ﻭﻟﻰ ﺍﺯ ﻃﺮﻓﻰ ﻫﻢ ﻧﺸﺎﻧﺪﻥ ﻳﻚ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻳﻚ ﺷﺨﺺ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ، ﻳﻚ ﺟﻨﺠﺎﻝ ﻭ ﺍﻗﺪﺍﻣﻰ ﻏﻴﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﻴﺴﺖ !!
ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﺟﻨﺎﺏ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺍﺯ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ .
ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺍﺷﮏ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻣﺮﺩ ﺳﯿﺎﻫﭙﻮﺳﺖ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ .
ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺟﻮﺍﺑﻰ ﺑﺪﻫﺪ ،

ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﻫﻤﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﺳﻴﺎﻩ ﭘﻮﺳﺖ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺤﻦ ﻣﺤﺘﺮﻣﺎﻧﻪ ﺍﻯ ﮔﻔﺖ :

ﺁﻗﺎﻯ ﻣﺤﺘﺮﻡ ! ﺍﮔﺮ ﻟﻄﻒ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﺷﺨﺼﻰ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﺟﻤﻊ ﻛﻨﻴﺪ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﭘﺮ ﺭﻓﺎﻩ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻛﻨﻢ ... ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﺟﻨﺎﺏ
ﺧﻠﺒﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ، ﺍﺻﻼ ﻛﺎﺭ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻭ ﺩﺭﺳﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻳﻚ ﺷﺨﺺ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﻭ ﻧﺎ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺑﻨﺸﻴﻨﻴﺪ !!

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﻴﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻼﺕ، ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﻛﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﻳﻦ ﻋﻤﻞ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺯﺩﻥ ﻫﺎﻯ ﻃﻮﻻﻧﻰ ﺗﺎﺋﻴﺪ ﻭ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻛﺮﺩﻧﺪ .

ﻭ ﺁﻥ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﮐﻪ ﻧﺎﻣﺶ ‏( ﺩﻧﯿﺲ ﮔﻮﺭﺍﻟﯿﺪﻭ ‏) ﺑﻮﺩ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻛﺖ ﺯﻳﺒﺎ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺳِﻤﺖ ﺭﺋﻴﺲ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﻳﻰ ﺍﻳﺮﻓﺮﺍﻧﺲ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺷﺪ .


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 19 دی 1394  | 12:22 PM | نویسنده : نرگس عباسی | نظرات 0

خدای خوب من



خدای خوب من
امروزم را به تو می سپارم
نا امیدی دیروزم را دور کن
به من کمک کن تا آنچه را سبب درد و رنجم شده است
و آنچه رامحدود و محصورم میکند ، ببخشم.
پروردگارا
به زندگیم برکت ببخش و ذهنم را روشن کن .
روزی را که پیش رو دارم به تو می سپارم.
لطفا به هر کس و هر موقعیتی که با آن روبرو میشوم ، برکت ببخش.
از من انسانی بساز که خودت میخواهی
تا کاری را انجام دهم که تو میخواهی…
خدای مهربانم به درون قلبم نفوذ کن و
همه ی خشم ,ترس ,ودرد درونم را دور کن.
روحم را جانی تازه ببخش و ذهنم را آزاد کن.

الهی آمین


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 19 دی 1394  | 12:21 PM | نویسنده : نرگس عباسی | نظرات 0

16 آذر ماه 1394

بسم الله الرحمن الرحیم

خداجون ممنون میدونستم ستارالعیوبی

میدونسم غفار الذنوبی

خدایا جز تو کسی و چیزی لایق پرستیدن نیست

خدایا به خاطر همه چیز شکرت

اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم

دلنوشته یک دوست



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 19 دی 1394  | 12:21 PM | نویسنده : نرگس عباسی | نظرات 0

برچرخ فلک مناز

روزی حضرت داوود از یك آبادی میگذشت. پیرزنی را دید بر سر قبری زجه زنان. نالان و گریان. پرسید: مادر چرا گریه می كنی؟

پیرزن گفت: فرزندم در این سن كم از دنیا رفت.
داوود گفت: مگر چند سال عمر كرد؟ پیرزن جواب داد:350 سال!!

داوود گفت: مادر ناراحت نباش. پیرزن گفت: چرا؟
پیامبر فرمود: بعد از ما گروهی بدنیا می آیند كه بیش از صد سال عمر نمیكنند.

پیرزن حالش دگرگون شد و از داوود پرسید: آنها برای خودشان خانه هم میسازند، آیا وقت خانه درست كردن دارند؟

حضرت داوود فرمود: بله آنها در این فرصت كم با هم در خانه سازی رقابت میكنند.
پیرزن تعجب كرد و گفت: اگر جای آنها بودم تمام صد سال را به سجده خدا میپرداختم.

برچرخ فلک مناز که کمر شکن است

بررنگ لباس مناز ک آخر کفن است.

مغرور مشو که زندگی چند روزاست.

در زیرزمین شاه و گدا یک رقم است




ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 19 دی 1394  | 12:21 PM | نویسنده : نرگس عباسی | نظرات 0

....

زغال های خاموش را

کنار زغال های روشن می گذارند

تا روشن شوند

چون هم نشینی اثر دارد

ما هم مثل همان زغال های خاموشیم

اگرکنار افرادی بنشینیم

که روشنند

که گرما و وجدان و انسانیت و عشق دارند ....

ما هم به طبع آن ها

انسانیت پیدا می کنیم

پس آدمی انتخاب کنید

که به شما انرژی ببخشد


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 19 دی 1394  | 12:20 PM | نویسنده : نرگس عباسی | نظرات 0

تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7